گذري برتاريخ پوشاك ايران(خانم سمانه باقر زاده از بابل)
:
گذري برتاريخ پوشاك ايران
تهيه وتنظيم : سمانه باقرزاده
بسمه تعالي
آشنايي با فرهنگ وميراث برجا مانده از يك ملت ، همواره مستلزم بررسي ، مطالعه وفهم ودرك روابط ميان بنيادها ،
پديده ها ومظاهر اجتماعي موجود درآن جامعه است . دراين ميان ، تاريخ وتحقيقات ومطالعات وابسته به آن نقشي
محوري واساسي دارد . سرزمين ايران از ديرباز به دليل موقعيت خاص جغرافيايي وهمچنين مهاجرت ياحملات اقوام
وملل ديگر به آن ونيز رسوخ فرهنگ ايراني وآميزش آن بافرهنگ سرزمينهاي مجاور وظهور نمونه هاي فرهنگي
جديدتر ،خود، بستر لازم ومناسبي براي مطالعه وبررسي فراهم كرده است .
يكي از ديداري ترين ودرعين حال زنده ترين نمونه هاي حيات فرهنگي يك جامعه ، پوشاك ونوع لباس مردم آن
جامعه است . آشنايي باتاريخ لباس ايرانيان مارابا ظاهر مردماني درادوار مختلف زندگي مي كرده اند آشنا مي سازد .
تاريخ پوشاك ايران را ، بدليل گستردگي موضوع آن ، بايد درسه محدوده تاريخي بررسي كرد .
۱- پوشاك ايران باستان : پوشاك دوران هخامنشيان ،سلوكيان ، اشكانيان وساسانيان .
۲ - پوشاك ايران اسلامي : ازورود اسلام به ايران تاپايان حكومت زنديه
۳ - پوشاك دوران اخير : ازابتداي قاجارتاكنون
تاريخ نويسان درباره پوشاك ايران باستان مطالب مشروحي ننوشته اند كتب ومتون پهلوي ، شاهنامه فردوسي
وكتابهايي ازاين دست حاوي مطالب بسيارجزئي وتاحدودي نامفهوم درباره پوشاك مردم ايران دردوران پيش از
اسلام است بهمين دليل بايد به بررسي ومطالعه نقوش برجسته سنگي وحجاريها ونقوش روي بشقابها وجامها ، سكه
ها و مانند آن پرداخت اما مشكل اين نوع آثار نپرداختن به ريزه كاريها وجزئيات لباسهاست كه براثر صدماتي كه
براين آثار وارد گرديده . استفاده از آنها دشوارتر شده است . اشكال ديگر اين نقوش ، محدود بودن آنها به لباس
شاهان ، امرا وطبقه جنگاوران سلطنتي است بهمين دليل درآنها از لباس مردم عادي ومعمولي آن روزگار كمتر
نشاني ديده مي شود .
بابررسي نقوش برجسته سنگي ونقوش روي بشقابها حدودًا ۸ نوع قبا وبالا پوش وپيراهن بلند يانيمه بلند ساساني
آشنا مي شويم شلوار ساسانيان گشاد وچين دار بود البته باشلوار چين دار اشكانيان تفاوت داشت . كلاهها بصورت
كلگي نيم دايره اي بودند كه معمو ً لا نواري دور لبه آن بسته مي شد .
لباس زنان دوره ساساني راعمومٌا پيراهني يكدست وبلند وپرچين تشكيل مي داد كه گاهي آن رابانواري درزير سينه
ها يا كمي پايين تر جمع مي كردند ومي بستند . گاهي نيز قسمت انتهايي دامن رابوسيله پارچه اضافي پرچين و
پرچين تر مي دوختند .هردوي اين پيراهنها آستينهايي بلند تامچ دستها ويقه اي گرد وساده ونسبتٌا بسته داشتند .
پوشاك دوره عربي _ ايراني :
خلفاي راشدين درپوشاك ونوع لباس خود همواره جانب سادگي واحتياط را رعايت مي كردند . لباس عمومي ايشان
عبارت بود ازيك شلوار نخي كه تاروي قوزك پا ادامه داشت ومعمو ٌ لا سفيد رنگ بود بالاپوش آنها نيز جامه اي بود
بدون يقه وبدون جيب ومعمو ٌ لا از جنس كرباس ( پنبه ضخيم) كه بلندي آن تاس ِ ر زانوها مي رسيد وداراي
آستينهايي تامچ دستها بود روي اين لباسها ، عبايي نسبتٌا گشاد وبلند مي پوشيدند كه از پشم شتر وگاهي نيز پشم
گوسفند يا كرباس تهيه مي شد .
اماباروي كارآمدن معاويه وتشكيل سلسله بني اميه بويژه پس ازفتوحات خلفاي بعدي اين سلسله ، سادگي لباس
خلفاي راشدين جاي خودرا به لباسهاي تجملي ، رنگارنگ وگلدار ايراني وپرنقش ونگار داد .
مردم عادي لباسهايي ساده ، گشادوبه دور از تزئينات وازجنس پشم وكتان وپنبه مي پوشيدند . به سبب استقبال
امويان ازپارچه هاي گلداروپرنقش ورنگارنگ كم كم عامه مردم نيز بسوي اينگونه لباسها كشيده شدند .
شلوارها ازكتان سفيد كه تاروي قوزك پا مي رسيد كه رويش پيراهني آستين بلند تازانوان مي پوشيدند وكمربند
چرمين به كمر مي بستند سپس عبايي بر دوش مي انداختند .
لباس زنان دراين دوره عبارت بوداز شلواري گشاد وپهن ويابه جايش دامني بلند كه روي آن يك پيراهن بلند تا
سرزانوان مي پوشيدند وروي آن نيز پيراهني چاكدار تا روي كمر به تن مي كردند . اغلب كمربندي روي اين لباسها
مي بستند وروي همه اينها روپوشي سراسري مي انداختند وبرسرنيز دستمالي مي بستند .
پوشاك دوران اخير :
اگرچه پوشاك مردم اين دوران درموارد بسيار شباهتهايي باپوشاك مردمان قرون گذشته تر ازخود دارد اما اين دوره
باتغييراتي درنوع سرپوشها وكلاهها ودستارها روبه رو مي شويم .
دراين دوره ازنوعي كلاه نيم دايره اي وساده كه لبة پايين آن بصورت نواري ديده مي شد نوع كوتاه وبدون قوس آن
رابرسر مي گذاشتند
يكي از مرسوم ترين دستارها يي كه مردمان اين دوران برسر مي بستند دستاري نسبتًا كوچك وكم پشت بودكه پس
از حدود سه دور تابيدن ادامه پارچه عمامه رانيزيكبار ازبالا وداخل عمامه بطرف پايين رد مي كردند به شكلي درست
ازوسط وجلوي پيشاني
عمامه بطور عمودي بگذرد . بالا پوشها شامل قباهايي عمومًا داراي يقه گرد وجلوبسته بود . بلندي اين قباهاتاحدود زانوان ياكمي پايينتر تانيمه ساق پا مي رسيد و آستينهايي بلند وچسبان داشت ومعمو ً لا داراي حاشيه دوزي بربازوبندها ودرمچ
لباسها ونيز برلبه پاييني قبا بود .
نوع ديگري ازقباهاي اين دوران جلوباز بود كه معمو ً لا يك لبه آن رابرروي لبه ديگر مي گذاشتند وبه اين ترتيب يقه اي بشكل هفت
درست مي شد سپس درمحل كمر ، كمربند ياشالي رابه دور كمربند گره مي زدند . اين قباتاپايين زانوان ونيمه ساق پا مي رسيد و
آستينها بلند و چسبن بود .
اكثر شلوارهاي اين دوره ، پرچين وگشاد بودند كه درمچ پا جمع مي شدند نوع ديگري ازاين شلوارها بصورت معمولي بود يعني نه
پرچين وگشاد بود ونه درمچ پا جمع مي شد .
لباس زنان شامل سربند هايي كه به دور سر مي بستند ، معمو ٌ لا ازنواري كه به دور پيشاني وسربسته مي شد ، تشكيل مي گرديد .گاهي
نيز اين سربندها رابه شكل روباني آزاد برروي موها وگاه برسرپوش مي آويختند . دراين دوران نوعي سرپوش بعنوان مقنعه استفاده مي
شد نه تنها تمامي سررا مي پوشاند ، معمو ً لا گاه پيشاني وچانه ودهان رانيز پنهان مي كرد . اين نوع مقنعه درست مانند اين بود كه
دنباله آويخته عمامه اي رابالا بياورند واز نيمه پاييني صورت بگذرانند وآنرا به گوشه ديگر وصل كنند . پيراهن زنان قباهايي جلو بسته
ويقه گرد ونسبتًا بسته بود اين قبا معمو ً لا تانيمه ساق پا مي رسيد اما نوع كوتاهترآن نيز كه تاحدود زانوان مي رسيد داراي آستينهايي
بلند ونسبتًا چسبان بود واز شلوارهايي گشاد وپرچين كه درمحل مچ پا تنگ مي شد مورد استفاده قرارميگرفت .
اين تأليف مروري گذرا واجمالي برالبسه مردمان ايران بود .